تبليغاتX
در دست ساخت
تحریفو حال کن

عاشقم بودی نفهمیدم

هی بهم گفتی هی من خندیدم

زخم زبونم به دلت نشست

سنگ عاشقا سرتو شکست

یادته یه روز مست و مستونه داد زدی: "بیا بیرون از خونه

سنگ آخرو تو به من بزن"

خندیدم گفتم : "برو دیوونه"

وقتی که عشقو دیدم تو نگات

وقتی که اسمم اومد رو لبات

داد زنی یه روز توی کوچه ها:

"اینو بدونید همسایه ها

من دیگه دارم می میرم براش"

خندیدم گفتم: "عاشقم نباش"


پی نوشت:

می گن شهرام جزایری آزاد شده! آخه دزدی کار اشکان بوده که خودشو شهرام جا زده بوده

 

پ.ن:راستی اینم بگم که

به قول برخی دوستان: ای که کارد بخوره به اون شکم...


پاسخ نامه:

به نعیم: گفتم دومین فیلمی که تو جشنواره ی پارسال دیدم  اون موقع که وبلاگ نداشتم هنوز

عکس بعدی هم به زودی.

راستی کامنتی که تو پست قبلی گذاشته بودی رو همین الان دیدم!!! دست شما درد نکنه

به هیچکس: پس مطمئن شدم تو هم جزو اون دسته آدمایی هستی که هنوز غذا رو نچشیدن بهش نمک می زنن...

+ نوشته شده توسط ملیکا در دوشنبه بیستم فروردین 1386 و ساعت 23:46 |
عشق ۱۵ سانتی!

عقاید نوکانتی از آن من

شقایق نورماندی از آن تو

حلاوت و بی صبری از آن من

عشق ۱۵ سانتی از آن تو

ماکارونی , تمبر هندی از آن ما

خیابان شهید قندی از آن ما

قبری که بهش می خندی از آن ما

زکاوت و رندی از آن ما

عقاید نوکانتی از آن من

شقایق نورماندی از آن تو

ز سفره چه می جویی حاتم من؟

با خودت چه می گویی خاتم من؟

دیگه واسه چی می جویی ماتم من؟

بابا تو چه پر رویی خاتم من

اسبتو کجا می بندی بوبوی من؟

به چی تو دل می خندی کوبوی من؟

آقا به مویی بندی سرور من

خانم به چی پابندی؟ شرور من

کوکوی دو شب مانده از آن ما

کپی پدر خوانده از آن ما

خلقت ناخوانده از آن ما

دولت شرمنده از آن ما

کلفتی پرونده از آن ما

ملی پوش بازنده از آن ما

انتقاد سازنده از آن ما

شاید که آینده از آن ما

حلاوت و بی صبری از آن من

هرچی تو دلت خواندی از آن تو

 

پ.ن: موسیقی رو از اینجا دانلود کنید.(آهنگی از محسن نامجو/عقاید نوکانتی)

پایین صفحه


شوخی با محسن نامجو در تلویزیون

سال 1385 با سیل توجه به پدیده موسیقی سال یعنی «محسن نامجو» به پایان رسید. CD آلبوم هایش - هنوز مجوز نگرفته- بین علاقه مندان پخش شد، چند نشریه مصاحبه های مفصلی با این موزیسین جوان انجام دادند، وبلاگ ها و سایت های اینترنتی پر شدند از تمجید و تعریف از او یا لینک آهنگ هایش و...

اما سال جدید با خودنمایی تازه نامجو همراه بود؛ صدای او بالاخره از صداوسیما و آن هم روی تیتراژ یک سریال مورد توجه، پخش شد. «ترش و شیرین» کار تازه «رضا عطاران» که یک مجموعه روتین طنز از شبکه سوم است و از ترانه ای با صدای نامجو و خود عطاران سود می برد.

عطاران پیشتر هم در مجموعه های طنز هنرش در خوانندگی را به رخ کشیده بود، چیزی که بیشتر از اعتماد به نفسش سرچشمه می گیرد تا صدای خوبش! جالب این که عطاران به سبک جوان پسند رپ (که در سال های اخیر به شدت میان جوان های ایران محبوبیت پیدا کرده) می خواند و با افزوده شدن صدا و موزیک محسن نامجو، معجونی باب طبع مخاطب فراهم آمده که نشان از به روز بودن و شناخت خوب این کارگردان جوان از مخاطبین تلویزیون دارد.

ضمناً در چهارمین قسمت ترش و شیرین، تصویر نامجو هم نشان داده شد؛ در یکی از سکانس ها که در نیروی انتظامی اتفاق می افتاد، عکسی از محسن نامجو – تصویری نه چندان زیبا که در اینترنت هم پخش شده و اینجا می بینید- در میان تصاویر مجرمین تحت تعقیب و فراری ها روی دیوار کلانتری دیده شد!

 

"بر گرفته از سایت خبرنگاران صلح"


پ.ن:

 

تازه فهمیدم که محسن نامجو توی فیلم "چند کیلو خرما برای مراسم تدفین" بازی می کرد! دومین فیلمی که توی جشنواره ی پارسال دیدم! پارسال چقدر جشنواره رفتیم...

...

...

ای بابا بیخیال...

 

اینم  سایت محسن نامجو

درباره ی محسن نامجو

 


 پاسخ نامه:

 

 به هیچکس:  آره دیگه فقط در حد سنجش با چیزای دیگه! در همین حد...

به مجتبی: چشم

+ نوشته شده توسط ملیکا در یکشنبه نوزدهم فروردین 1386 و ساعت 23:5 |
چه لبخند آشنایی!

قبلا کجا دیده بودم؟ خیلی آشناست حتما یه جا دیده بودم. عجب لبخندی! دارم به عقب می رم. یک ماه دو ماه سه ماه .... نه یک سال پیش! آره این لبخند رو یک سال پیش هم دیده بودم زیاد هم می دیدم! حتی حتی حتی این روزا هم می بینم! آره این لبخند درست همون لبخندی که از صاحبش پارسال یه صفر گرفتم! و حالا یکی دیگه درست به همون سبک لبخند می زنه! چقدر شباهت...

بگذریم...

می دونی فقط یه انگیزه می تونه آدمو وادار به انجام سخت ترین کارها کنه(کارهایی که تا قبل از وجود انگیزه سخت ترین بودن و حالا معمولی شدن) هرچند انگیزه موقت باشه ولی همین که باشه خودش غنیمته... با اینکه بازم می دونی که چی؟ هیچی؟ اصلا یعنی چی؟

اه  ... من قاطیم(مثل همیشه)

درگیرم (با خودم)

همش در حال محاسبه...

مخم ترکید

نمی خوام

می خوام


پاسخ نامه:

به نعیم: مرسی مرسی  

به هیچکس: خوب تو مگه اصلش رو ندیدی؟

بیخیال بابا

به جواد: بله احتمالا همینی هست که شما می گید

به غزال: مرسی

+ نوشته شده توسط ملیکا در یکشنبه نوزدهم فروردین 1386 و ساعت 0:20 |
ابر و جت

نه! این بلاگفا اصلا با ما راه نمیاد

بنابراین من عکس رو همین جا به عنوان "عکس هفته" می ذارم.

این عکس در اسفند ۸۳ گرفته شده. با فیلم کداک۲۰۰ (بقیه اطلاعاتش رو الان یادم نیست) و چون از پشت شیشه ی هواپیما گرفته شده یه کم از شفافیت عکس کم شده. و از اونجایی که اسکن هم شده باز از کیفیتش کم شده

دیگه خودتون محاسبه کنید که اصلش چه جوری بوده

 

 

از ۱ تا ۵ چه امتیازی به این عکس می دید؟

۵ بالاترین و ۱ کمترین امتیاز است


پی نوشت:

دلم گرفت...


پاسخ نامه:

به نعیم:من از عکاسی دیجیتال هیچی حالیم نمی شه  دوستش هم ندارم. فقط نگاتیو  ولی مشکلش اینه که خرجش بالاست نمی شه همین جوری یلخی هی عکس گرفت

+ نوشته شده توسط ملیکا در جمعه هفدهم فروردین 1386 و ساعت 2:57 |
برنامه ی بلند مدت یک ساله

در سال جدید چند تا برنامه ی جدید داریم

یکی مربوط می شه به قسمت جدیدی که توی آرشیو موضوعی اضافه شده که بعدا جریانش رو می گم

برنامه ی جدید دیگه مربوط می شه به عکس هایی که از این به بعد هر چند روز یک بار (یا هر هفته) این کنار قرار داده می شه و بهش امتیاز می دیم

از اونجایی که عکس ها اسکن شده هستن یک مقداری از کیفیتشون کم شده. همه عکس ها با دوربین Nikon FM10 گرفته شدن. توضیحات مربوط به هر عکس رو زیر عکس می نویسم.

در ضمن هرگونه بهره برداری بدون مجوز از عکس هام به شدت پی گرد قانونی داره ها  گفته باشم بعدا نگه چرا!

بنده در همین جا هم کمال تشکر رو از دوستانی که در زمینه ی اسکن لطف فرمودند به جای می آوردم  

مرسی


پی نوشت:

پرزیدنت احمدی نژاد هم که هدیه ی شرق رو به بریتانیا دادن  مبارکه ان شائ الله


پاسخ نامه:

به نعیم: از کل کلاسا فقط یکیش تشکیل شد اونم سر کل کل رفتم  والله زیاد که زود نخوابیدم اما حس و حالش نبود...

به مجتبی: من واقعا این رقابت ها ی سالم رو تحسین می کنم


پ.ن:

این بلاگفا هم دیگه گندش رو درآورده. هرکاری می کنم عکس اضافه شه نمی شه!

در اولین فرصت تصویر رو می ذارم

+ نوشته شده توسط ملیکا در پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386 و ساعت 1:32 |