تبليغاتX
در دست ساخت
 روان جوانان مهمتر است یا قیافه ی ظاهری آن ها؟

جلوی در نارون (مرکز خرید نارون) روی یه پارچه ی بزرگ نوشته شده: " از نیروی انتظامی در تلاش برای جمع کردن اراذل و اوباش نهایت تشکر را داریم"

(یه چیزی تو این مایه ها نوشته بود)

پاچه تان را هم شدیدا می خوارانیم...

یکی نیست بگه آخه اگر اینایی که شما اسم ارازل و اوباش رو روشون گذاشتید رو جمع کنن اونوقت شماها چه جوری نون دربیارید؟!!!

باید برید در مغازهاتونو تخته کنید که!

 حالا بشنوید از خانم ابتکار:

برگرفته از سلامت نیوز

روان جوانان مهمتر است یا قیافه ی ظاهری آن ها؟

معصومه ابتکار، ضمن پيشنهاد ارجاع موضوع برخورد با بدحجابي براي بررسي به کميسيون فرهنگي شوراي شهر تهران، گفت: بدترين نوع سياست و برنامه هاي اجتماعي آنهايي است که به دنبال تغييراتي آني و ظاهري باشد.
جامعه امنيت خود را مديون تلاش هاي پليس است

به گزارش سلامت نيوز به نقل از مهر، عضو کميسيون عمران شوراي شهر تهران در سخنان قبل از دستور هشتمين جلسه شوراي سوم شهر تهران، گفت: اتفاقاتي که طي هفته گذشته در سطح شهر رخ داده از نظر اثر گذاري در فضاي اجتماعي اين کلانشهر پرسش هاي زيادي را ايجاد کرده است. آنچه رخ داده داراي 3 مولفه اصلي تلاش براي امر به معروف و نهي ازمنکر، سياست و خواست حکومت در اين زمينه و ارتباط با صنف زنان در بخش مبارزه با بدحجابي است.

وي ياد آوري کرد: بدترين نوع سياست و برنامه هاي اجتماعي، آنهايي هستند که به دنبال تغييرات آني و ظاهري باشند و به دور از محاسبات مربوط به لايه هاي دروني جامعه و آثار بلند مدت خود يا به عبارت ديگر غافل از نگاهي محاسبه اي و مهندسي در مورد آنان اقدام شود.

ابتکار افزود: اين گونه اقدامات ممکن است عمل به فروع دين از سوي مردم را آسيب پذير يا اتهاماتي را به حکومت وارد کند.

وي با اشاره به اينکه در اين موضوع که با مقوله زن ارتباط دارد، خبري از درايت ، حکمت، بصيرت و نگاه زنانه نيست، افزود: شايد بتوان گفت که شوراي شهر ارتباطي به اين مسائل ندارد و استدلال کرد که اقدامات در موضوع حجاب فقط از ديدگاه انتظامي مد نظر قرار گرفته است اما چرا مرحله اول طرح امنيت اجتماعي بر خورد با بدحجابي است و برخورد با اراذل و اوباش در مرحله بعد از آن قرار گرفته است.

عضو شوراي شهر تهران گفت: آيا رفتار يک عده جوان را که مي تواند عوامل مختلف اجتماعي و فرهنگي داشته باشد بايد از طبقه بندي مسائل اجتماعي خارج و آن را به بزه تبديل کرد.

وي افزود: تاکنون در دوره هاي مختلف اين کار را تجربه کرده ايم و مي دانيم که برخورد قاهرانه و ضربتي جواب نمي دهد چون در اين نوع برخوردها ، مشکل با برخورد ضربتي خرد و سپس تکثير مي شود.

ابتکار با اشاره به اينکه بدون ترديد افراد جامعه امنيت خود را مديون تلاش هاي پليس هستند ، گفت: همانطور که برخي از مراجع تاکيد کرده اند، ريسک خطا در اين نوع از اقدامات بالا است و بايد عواقب آن در نظر گرفته شود.

وي گفت: در موضوعي نظير حجاب که با روح و روان جوانان سرو کار دارد ، بايد محاسبات لازم را انجام داد که آيا خرد شدن کرامت نفس يا زير سوال رفتن عزت جوان به اصلاح موقت فضاي ظاهري جامعه مي ارزد؟

ابتکار ضمن پيشنهاد ارجاع اين موضوع به کميسيون فرهنگي براي بررسي بيشتر گفت: همه ما با دلسوزي و نگراني خواهان حرکت جامعه اسلامي به سوي جامعه اي نمونه هستيم. جامعه اي که هم در باطن و هم در ظاهر نمونه باشد ولي در نهايت بايد ديد که کداميک براي ما بيشتر ارزش دارد. يعني اعتقادات و روح و روان جوانان مهمتر است يا قيافه ظاهري آنان ؟


پی نوشت:

پارسال سوم خرداد  نوشتم

امسال هم تبریک می گیم هم سالروز آزادی و هم نداشتن حتی آب خوردن در خرمشهر. مردم آزاده و شهید پرور مجبورن آب رو هم گالنی بخرن....


پاسخ نامه:

به B: قبلا این کار رو کرده بودم گرچه همچین کار مهمی نیست...

به  ati:  سلام

به هیچکس: نه خیر کم هستی بیشترش کن. بذار... یکشنبه بهت می گم ...

+ نوشته شده توسط ملیکا در جمعه چهارم خرداد 1386 و ساعت 1:39 |
آمار

درسته که آماری بد می دیم ولی فرداش آمارهایی به دست میاریم و بعد از اون متاسفانه(ناخواسته و به دست قضا و قدر) آمارهایی را گهی می کنیم

این آمار خوب چیزیه ها !! همه جا و در همه چیز دست داره

امروز مثکه قسمت بود کلا دیر برسم دانشگاه که اصلا سر کلاس نرم و بریم عیادت

من چرا توهم زوج بودن زده بودم؟ نمی دونم. وقتی پلیس روئیت میشه تازه یاد فرد بودن می افتیم....

من بازم از برخی دوستان می خوام که زین پس در صحبت کردن هاشون بیشتر دقت کنن(انقدر که به من می گین خودتون ۱۰۰ بار بدترید) هنوزم یاد حرف زدن های سوتی وار مون که حتی یک لحظه هم غافل از سوتی دادن نمی شیم می افتم خندم می گیره....

بعضا برخی دوستان چنان سخن می گن(سوتی می دن) که خودشون همون لحظه از شدت شرمندگی خفه می شن و به دور دست ها می نگرند.....

پ.ن: امروز بعضا یه جوری شد یه فکری شد یه چیزی اومد تو کلم یه چیزی که نمی تونم بگم. اصرار نکن ولی یه دفعه گفتم: ای بیشور (سوئ تفاهم نشه با خودم بودم) چقدر *** شدی  کثافت


پی نوشت:

 من شبیه رنه نیستم  من خیلی خوشگلترم


پاسخ نامه:

به غزال:

به مجتبی: امتحان های یکشنبه و سه شنبه

به هیچکس: دقیقا ...

+ نوشته شده توسط ملیکا در پنجشنبه سوم خرداد 1386 و ساعت 2:31 |
دیروز اجبار امروز هم اجبار

دیروز و امروز ملت در آرزوی آزادی. انگار هیچ وقت نمی تونیم تعادل داشته باشیم

حجاب زوری به همون اندازه زشت و زننده هست که کشف حجاب(زوری) بود. می تونی تصور کنی که روزی که رضاشاه دستور کشف حجاب داد و به زور حجاب رو از زن ها می گرفتن چقدر صحنه ی زشتی بوده... حالا فکر می کنی درست برعکس ماجرا فرقی می کنه؟ نه کمتر و نه بیشتر! درست همونقدر وحشیانه است.

این وحشیانه بودن نه فقط به خاطر این عکس هایی که در زیر می بینید هست.اصلا ربطی به این نوع برخورد ها نداره. نفس اجبارشه که همه چی رو زشت می کنه. چه اینوری چه اونوری

حالا دیگه این صحنه ی برخورد روز یکشنبه ی ناجا با دخترا توی هفت تیر دیگه نهایتشه.... واقعا نهایتشه آیا؟!!

 

 

حالا ناجا اعتراف می کنه:

امروز خبرگزاری انتخاب می گه:

"در پي انتشار اخباري در بعضي از سايت‌ها مبني بر برخورد خشن ‌عوامل گشت ارشاد با يك زن در ميدان هفت تير تهران، رئيس مركز اطلاع‌رساني پليس تهران از بررسي دقيق و همه جانبه اين موضوع در پليس خبر داد.

سرهنگ مهدي احمدي در گفت‌وگو با فارس در خصوص چگونگي جزئيات حادثه به وقوع پيوسته در ميدان هفت تير تهران گفت: مأموران گشت ارشاد در ميدان هفت تير در حال تذكر ‌به تعدادي از افراد بدحجاب بودند كه يكي از مأموران متوجه فيلمبرداري دختر جواني از طريق تلفن همراه از اين صحنه شد و از وي درخواست كرد تا براي ارائه توضيحات به همراه عوامل گشت به مقر پليس بيايد.

وي گفت: مقاومت فرد مورد نظر براي اعزام به پايگاه پليس باعث بروز درگيري فيزيكي بين مأموران زن و دختر مورد نظر شد كه اين امر ‌تجمع مردم را در پي داشت.

سرهنگ احمدي گفت: فرد مذكور هيچ ارتباط و يا نسبتي با افراد مورد ارشاد نداشته‌ و پليس تهران بررسي همه جانبه خود را درباره اين موضوع آغاز كرده است كه در اين زمينه در آينده نزديك اطلاع‌رساني مي‌شود."

پ.ن: جالبه که اگر رفتارشون و ارشادشون انقدر خوبه چرا از منعکس شدنش و پخش شدنش انقدر می ترسن؟ حتی حاضرن بزنن یارو فیلمبردار رو لت و پار کنن که مبادا کسی از نحوه ی ارشاد کردنشون تصویری ثبت کنه....

 


پی نوشت:

سه شنبه ها رو دوست داشتم اما امروز رو نه!

چقدر امتحان آماری رو بد دادم  تازه یه خبر بد تصادف هم شنیدم  بقیه چیزا هم اصلا خوب نیست...

چقدر بد...


پاسخ نامه:

به نعیم: بله خوب حتما کهآخرش یه چیزی می شه

به  کاوه: به به چه عجب ازین ورا  و البته که خیلی وقته که یک سال گذشت...  بابا چه خبره حالا تموم شه! هستیم فعلا

به نیلوفر...:  نه بابا! خیلی هم به مربوطه  رنگین کمونم بی چی؟

+ نوشته شده توسط ملیکا در چهارشنبه دوم خرداد 1386 و ساعت 0:7 |
و همچنان خیلی جالبه ها!!!

خوشم نمیاد! یه جا به خودم می گم تقصیره توئه, یه جا هم می گم به من چه؟ مگه بچه است؟ مگه خودش عقل و شعور نداره؟...

ولی نمی دونم چرا ناراحتم می کنه! چرا اینجوری شده؟ در عین اینکه صمیمی ترین دوستمه چقدر با هم فرق داریم.... دلم می گیره

چقدر تو انتخاب ها با هم فرق داریم. تو باورها. تو ...

سر کلاس همش تو فکرش بودم! چرا اینجوری شده؟ این اون دختر ۲ سال پیش نیست...

در عین اینکه اصلا به روی خودم نیاوردم و اصلا برام فرقی نمی کرد(مثلا) ولی از حرفایی که می زدن و اصلا اون مدل حرف زدن دربارش ناراحت شدم و بیشتر از خودش که انگار هیچی رو متوجه نیست... ولی انگار خودمم باورم شده بود که اصلا ناراحت نشدم و مهم نیست! ولی سر کلاس تو فکر بودم...

گفتم باید باهاش حرف بزنم.... نه حرف نمی زنم یه اس ام اس بهش می دم و فقط می گم که بیشتر دقت کنه. شب این کار رو می کنم(ولی نکردم)

هیچ وقت هیچ وقت تو این مواردش دخالت نمی کنم دلم نمی خواد فکر کنه یا فکر کنن...

هراز گاهی یه چیزی ممکنه بهش بگم ولی اون چیزی که باید نمی شه...

دلم نمی خواد به من تیکه بندازن! گفتم که من اصلا در جریان نیستم

به من ربطی نداره

...


پی نوشت:

آماری نخوندم

سیالات گند زدم (یعنی همون ریدم) (تازه امروزم سر کلاسش نرفتم )

اصلا مهم نیست...

فقط درسی رو نیوفتم این ترم! همین کافیه


پاسخ نامه:

به محمدرضا: سلام

به عاشق فراری:

به نعیم: مرسی

به هیچکس: بیخودی از خودتونه

به پویان: من خنگم؟  چرا؟ اینجا چه چیزی دال بر خنگی وجود داشت؟

به نازآفرین:

+ نوشته شده توسط ملیکا در سه شنبه یکم خرداد 1386 و ساعت 0:49 |