روزای امتحانی نزدیک می شه و ما آدم بشو نیستیم انگار
مثلا امروز باید درس می خوندیم ها. خوب البته دو سه صفحه از جزوه رو خوندیم.... خوب بعدش ناهار ... بعدش سایت... پروفایل ها و ....(زیاد نگاش نکن غیرتی می شم ها)
بعدش کلاس ۲۰۳.... بعدش آب طالبی یخ (همراه با چشم چرونی و مردم آزاری)...
بادبان ها را بکشید ![]()
بعدش خونه و ...
بعد از یک هفته باز کلاس امروز هم تعطیل بود
اگر فردا هم کلاس نباشه تا بعد امتحانا دیگه رنگ کلاس رو نمی بینم. چون همون طور که قراره اینجا تا پایان امتحانات تعطیل باشه اونجا هم تعطیل می شه(برای من)
کاش از فردا درس بخونم. نه نه نه از پس فردا ![]()
دو
درست همون چیزی رو گفت که منم به یادش افتاده بودم. آخه مثکه داشته فیلمش رو می دیده. برباد رفته رو می گم. ولی من بدون دیدنش یادش افتاده بودم. اسکارلت زمانی فهمید که واقعا اشلی رو دوست نداشته که دیگه رت رو از دست داده بود و این زمانی بود که اشلی ازش خواستگاری کرد(تو کتاب/فیلم اسکارلت) در حالی که تا قبل از اون تنها کسی که اسکارلت می خواست ولی بهش توجه نداشت اشلی بود....
سه
یکی من یکی تو
یه بار تو یه بار من
یکی من می زنم یکی تو
یه بار من حال می گیرم یه بار تو
پ.ن: واسه ریدن هم باید رفت تو صف
چهار
بدین وسیله اعلام می دارم که تا اطلاع ثانوی این مکان تعطیل است
پ.ن: این تعطیلی به معنای عدم به روز رسانی می باشد و لاکن ما در اینجا به عبور و مرور خود ادامه خواهیم داد و در صورت لزوم از همین کامنت دانی بهره خواهیم جست ![]()
فعلا خدانگهدار ![]()
