واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند
چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس
توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند
گوییا باور نمی دارند روز داوری
کاین همه قلب و دغل در کار داور می کنند
انقدر چیزای مختلفی بود که می خواستم بگم هر شب خواستم آپ کنم تا اومدم پای کامپیوتر بیخیال شدم
یه شب هم تصمیم گرفتم بیام اعلام کنم که دیگه هر شب آپ نمی کنم دیگه آپ کردن عشقی
پنجشنبه می خواستم بیام بگم اصلا دیگه فقط پنجشنبه ها آپ می کنم
ولی بازم ...
بگذریم حالا امشب مثکه قسمت شد آپ کنیم(البته بعد از تذکر یکی از دوستان که بابا اگر ما سر کاریم آپ نمی کنی بگو هی هر شب نریم اونجا)
تابستون شده و مثلا تعطیلات ولی برای ما که برعکسه
سخت ترین حالت وقتی برای آدم پیش میاد که تو راهی که داره قدر می زنه هیچ اطمینانی برای قدم بعدی که بر می داره(یا بر نمی داره) نداشته باشه
بعد از مدتی شنبه به نظرم یه روز خیلی خوب بود. چند تا خبر خوب , چند تا امیدواری خوب , چند تا احساس خوب , و خوب یه چیزاییش هم مثل قبل...
کلاس روز شنبه رو خیلی دوست داشتم 
هرچی بیشتر می گذره و بعضی ها بیشتر خودشون رو نشون می دن بیشتر پی به بچه بودنشون می بری...
موقع حرف زدن خیلی خوب بلدیم. تو همه چی کاملیم , پایه ایم , مخلصیم , چاکریم , با بقیه متفاوتیم و اوه بیا و ببین ...... اما آدما با حرف هاشون شناخته نمی شن. زمان همه چیز رو به آدم نشون می ده...
بگذریم
به خوابایی که می بینم خیلی اعتقاد دارم و یه جورایی هم ازشون می ترسم چون بعضا خیلی نافرم ممکنه تعبیر بشن
حالا موندم که چه جوری دو تا خواب متضاد با یه موضوع مشترک رو تحلیل کنم 

بگذریم
باید درس بخونم حسابی.(نه اون درسی که شما دارید می خونید
) یه دلهره ای هست: حالا که وقتی رو که باید واسه اون درس خوندن بذارم واسه این یکی درس خوندن می ذارم و آخرش ...
بگذریم
بعضی وقتا می گم بابا بیخیال. این بیخیالی ممکنه خیلی زود برسه(فعلا جلوش رو گرفتم) خوب آخه باید ارزشش رو داشته باشه یا نه؟ نه اینکه بگم ارزش نداره ولی کاری که ارزشش فهمیده نشه واقعا می تونه فایده ای داشته باشه؟ شاید فقط در حد اینکه در درون آدم احساس کنه که خوب تلاشش رو کرده ولی در مقابل ارزشش فهمیده نشده(خوب اینم یه جورایی انگیزه رو از آدم می گیره). به هر حال هرکسی تا یه حدی صبر و تحمل داره مال من هم که خیلی خیلی خیلی کمه یه دفعه دیگه ممکنه خسته شم و کاملا بگم بیخیال.(تا همین جاشم شاهکار کردم. این جزو معدود اتفاقاتی از این دست هست که رخ داده)
دلم می خواست بیشتر می تونستم بگم ...
بگذریم
از فردا هم که قراره دوباره شروع بشه. آقایون اراذل و اوباش هنگام عبور و مرور در خیابان ها باید بیشتر دقت کنن. اینم دوره ی دوم از طرح ها...
انقدر که سری قبلی رو می گفتن امکان نداره که متوقف بشه یا شدتش کمتر بشه و اله و بله و ...
این نیز بگذرد....
پی نوشت:
ممکنه دیگه هر شب آپ نکنم. ممکن هم هست هر شب آپ کنم.
ممکنه پنج شنبه ها آپ کنم.
یا ممکنه که دیگه زمان آپ کردن عشقی بشه 
+ نوشته شده توسط ملیکا در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت
0:44 |