تبليغاتX
در دست ساخت
شناخت با طرح دیدگاه از نوع سوم (یا تهیه لیست سوالات از نوع سوم)

داشت برام توضیح می داد که تقریبا هفتاد و چند (نزدیک هشتاد) بار خواستگاری رفته بوده تا این آخری که یه دفعه یکی از اون ته گفت: چی؟ تو ۷۰ بار رفتی خواستگاری؟ عمرا اگر من دفعه دوم جواب رد می شنیدیم دیگه می رفتم خواستگاری. که این یکی جواب داد نه خوب تقریبا همه رو من رد می کردم. که من گفتم بابا دیگه انقدر خالی نبند مگه می شه! خوب خیلی هام ممکنه تو رو نپسندن همونطور که تو ممکنه نخوای. که یه دفعه یکی دیگه اومد جلو و گفت من که یه بار رفتم خواستگاری یارو گفت مهریه ۸۰۰ تا سکه منم گفتم قربونت عزیزم بای بای...(آدم نمی تونه دو کلوم حرف بزنه یه دفعه مثه مور و ملخ آدم می ریزه و همه نظر می دن. ولی خوبه...)

بهش گفتم آآآآآآ چقدر تو پول گل دادی!!!

داشتم درباره ی معیارهای انتخاب همسرش می پرسیدم که دیگه وقت نشد کامل دربارش حرف بزنیم ولی جالب بود که اولین چیزی که گفت "پخمه نبودن" بود و ...

یه کم هم ممکنه بعضی ها(از نوع کم جنبه یا غارنشین) به پای فضولی بذارن ولی برام جالبه که درباره ی آدمای دیگه سوال کنم و دیدگاه هاشونو بدونم حتی اگر تاثیری به حال من نداشته باشه و هیچ ربطی به شخص خودم نداشته باشه

...

خیلی جالبه! آدما برای شناختن همدیگه راه های مختلفی رو انتخاب می کنن. خوب اینم یه راهشه.که لیست سوالات رو هم تهیه کنن و از رو لیست دونه دونه از طرف مربوطه بپرسن و شناخت حاصل کنن.

گرچه من همونجا هم اعلام کردم که با خیلی از چیزایی که می گفت موافق نیستم ولی خوب اینم یه راهه برای شناخت دیگه(مثلا)

 

+ نوشته شده توسط ملیکا در جمعه شانزدهم شهریور 1386 و ساعت 1:13 |