تبليغاتX
در دست ساخت
اولین روز/ آخرین روز

بالاخره ساعت ۱۱ و اندی روزه مان را شکستیم. هر کاری کردیم یه جوری بپیچونیم که نشکونیمش نشد که نشد. بین علما اختلاف افتاده بود و خلاصه آخر این شد که شد

اینم از آخرین روز ماه رمضان!

کاش دست خالی نباشیم...

 

امروز هم به عنوان اولین روز روزی بود...

خاک بر اون سرشون....

اسمشم گذاشتن شبیه ساز!! حالا حرکت و تصویر بخوره تو سرش... بقیه اش چی؟!

وقتی شانس نباشه نیست دیگه! خودتم بکشی نیست. حالا برو بکش! قرعه کشی می کنین می شی نفر یکی مونده به آخر(حالا باز جای شکرش باقیه یکی مونده به آخر) بعدم تازه وقتی بهت می رسه یارو می ره ... یکی دیگه میاد که رسما سمبل می کنه و دیگه تو که از ۵ صبح بیدار شدی و تو راه بودی و ... و ساعت ۳ و ۴ بعد از ظهر که کم آوردی ترجیح می دی بگی بابا بیخیال بسه دیگه بریم....

مخلص کلوم: ما که هیچی ندیدیم! من که به فلانی می گم! یعنی که چی آخه؟! من اعتراض دارم!

صبح که رفتیم خدا رحم کرد که داشت می رفت (البته زهرش رو ریخت و بعد رفت و همچنین تهدیداتش رو هم به جا آورد) داشتیم برمی گشتیم که برگشت. چه به موقع.

هرکی زنگ می زد می گفت: فلانی هست؟ می گفتیم نه! رفت اصفهان....

چه ذوقی می کرد وقتی این خبرو می شنید...  (بده ها!! نه؟ که یکی اینجوری باشه که بقیه از نبودنش شاد بشن)

آخه یه الف بچه هی شاخ بازی در میاره....

اینکه یه روز بود ولی الان که فکرشو می کنم به زودی تو این راه مورد عنایت قرار خواهیم گرفت.

آره دیگه اینجوریا بود.

پ.ن: همش بی قراره. همش اظهار دلتنگی می کنه. دلم براش می سوزه. کاش زودتر آروم شه...


پی نوشت:

راستی عید همگی مبارک

+ نوشته شده توسط ملیکا در جمعه بیستم مهر 1386 و ساعت 23:8 |
گاف چیست؟

تنها نظریه ی پاسخگو به گستره ی خیلی زیاد تغییرات مقاومت ویژه ی جامدات نطریه ی "نوارهای انرژی" در جامدات است.

جامدات به سه دسته ی رسانا , نمیه رسانه و نارسانا تقسیم می شوند.

اگر فضای بین نوار رسانش و نوار ظرفیت یعنی گاف انرژی بین ۶ تا ۱۰ الکترون ولت باشد نارسانا(دی الکتریک) حاصل می شود و اگر این گاف انرژی بین ۰.۵ تا ۲ الکترون ولت باشد نیمه رسانا و خوب اون کمترهاشم که رسانا رو می سازه

ولی امان از گاف های عظیم.....

برای تهیه ی چنین گاف هایی تنها کافی است که یک رفیق شفیق داشته باشید تا در کسری از ثانیه گلاب بزند به تمام نقشه هایتان ...

البته در این پروسه اصلا و ابدا نباید توانایی افراد متبحر و دانشمندان توانا را نادیده گرفت که با استفاده از فناوری های ذاتی و اکتسابی حتی از ابرساناها هم گاف های عظیمی بیرون می کشند

کمی خنده...

بگذریم.

یه روز تصمیم داشتیم این ترم رو مرخصی بگیریم. یه مدتی کارهای هنری رو به حالت تعلیق درآوریم. اینور اونور نرویم و خلاصه کلی این حرفا... و فقط بنشینیم و مشغول درس خواندن شویم و کارهای مربوطه را انجام دهیم و خود را برای امتحان بهمن ماه بسی آماده کنیم ولی چه شد؟ هیچی دیگه نه تنها مرخصی نگرفتیم و کاهای هنری هم به حال تعلیق در نیامد بلکه درس هم نمی خوانیم! البته نه اینکه نخواهیم چه بسا ما بسیار هم می خواهیم این کار را بکنیم اما ...

فلذا هر لحظه ممکن است حذف ترم صورت گیرد

پ.ن: حس می کنم دیگه مدت هاست خبری از آزادی نیست.آدما اسیرن.فکر ها , قلب ها , شادی ها و عشق ها پر تکلفن. ترس  .... ؟ کی می شه بی خیال خندید؟ بدون ترس فکر کرد؟ بی تردید دوست داشت؟ و بی تکلف شاد بود؟...


پی نوشت:

الان توی این کاغدهای کوچولوی یادداشت هام اینو پیدا کردم:

آن  روزها  آیینه ها , آیینه  بودند               

                             این قلب ها , این قلب ها بی کینه بودند

آیینه ای احساس دلتنگی نمی کرد

                                    تقویم  ها  از  شنبه  تا  آدینه  بودند

 

+ نوشته شده توسط ملیکا در سه شنبه هفدهم مهر 1386 و ساعت 23:48 |