معمولا هیچ وقت خودم نمی فهمم چه مرگمه. امروز هم وقتی داشتم می گفتم اصلا درس خوندنم نمیاد و حوصله این درسا رو ندارم مامانم فهمید و گفت به خاطر اون موضوع فکرت مشغوله ... حالا نمی خواد هی بهش فکر کنی درست می شه و اصلا برید باهاشون صحبت کنید یه چیزی بگید و نمی دونم نامه بدید و از این حرفا...
خدا رحم کنه این قانون جدید شامل حال ما نشه ![]()
هر روز از خواب پا می شن یکی میاد یه قانون جدید می ده اونم برای کسایی که از اول طبق اون قوانین قبلی راهشون رو انتخاب کرده بودن...
این نهایت بی فکری و غیر منطقی بودنه!
...
آخ که چقدر دلم می خواد زودتر فارغ التحصیل شم. دارم جون می کنم. اصلا حس و حال دانشگاه رفتن رو ندارم...
اون روزی اوایل ترم تو حیاط نشسته بودیم یکی از بچه ها داشت می گفت که آزمایشگاه شیمی عمومی گرفته بعد به استاده گفته: استاد ما ترم هشتیم دیگه هوای ما رو داشته باشید و اینا ...
بعد استاده گفته: چه رشته ای هستی؟
اونم گفته: فیزیک
بعد دوباره استاده گفت: خووووب پس هروقت ترم ۱۰ بودی بیا بگو استاد ما سال آخری هستیم هوامونو داشته باش...
![]()
واقعا که خاک تو سرم امروز هم رسما درس خاصی نخوندم ![]()
یکی نیست بیاد بگه: خواهرم شما .... (با این درس خوندنت)![]()
وقتی اینجوری شاسم می زنه همش نشستم مین بازی می کنم و یه چیزایی مثلا موزیک هم گوش می دم و هی فکر می کنم(البته به هزار و یک چیز مختلف
)
راستی رکورد جدیدم هم شد ۹۰ ثانیه
(البته مال چند روز پیشاست)![]()
پی نوشت:
امسال تنها کسی که هیچ قطعه ای نزد و فقط نشست و گوش داد من بودم
