یه روز دلم گرفته بود مثل هوای بارونی
از اون هوا ها که خودت حال و هواشو می دونی
اگه بشه با واژه ها حالمو تعریف بکنم
تو هم منو شعر منو با همه حست می خونی
یه حالی داشتم که نگو
یه حالی داشتم که نپرس
یه تیکه از روحمو من جایی گذاشتم که نپرس
یه جایی که می گردمو دوباره پیداش می کنم
حتی اگه کویر باشه بهشت دنیاش می کنم
اسم قشنگ شهرمو تو می دونی چی می ذارم
دونه دونه کوچه هاشو به اسمای کی می ذارم
آخه تو هم مثل منی
مثل دلای ایرونی
وقتی هوا ابری می شه حال و هوامو می دونی
بالاخره این امتحانات هم تموم شد ![]()
![]()
به جز دوتای آخر بقیه نسبتا خوب بودن
کاش می شد این استاد درس هسته ای یه دفعه بزنه به کلش و همه مون رو پاس کنه...
![]()
یعنی می شه؟! ![]()
افتضاح بود! آخه من چه می دونم احتمال اینکه تو واکنش بتازای اورانیوم ۲۳۵ لیتیم تولید بشه چقدره؟
اصلا به من چه؟
فقط می دونم که انرژی هسته ای حق مسلم ماست ![]()
اه اه اصلا وقتی سوالا رو دیدم انقدر مخم هنگ کرد که حتی اون سوال ۲ هم که تو جزوه بود رو نتونستم بنویسم ![]()
بیخیال دیگه تموم شد و رفت ...
حالا از این طرف:
هنوز نیومده می گه شما شنبه باید برید چک بشید!
بابا من نمی خوام الان آخه! تازه می خواستم برم یه کم تمرین کنم
یعنی حالا اگر شنبه نرم کلی عقب می افته؟!
اه
![]()
پی نوشت:
این دانشگاه زنجان هم ماجرایی شده ها...
ویژه پی نوشت:
وقتی ازم دلگیر می شی خیلی بد اخلاق می شی ها
ولی می دونستی؟
نه این دفعه یه چیز دیگست که فکر کنم نمی دونستی
اونم اینکه حتی وقتی بد اخلاقی هم دوست دارم ![]()